[ خانه | تماس | RSS ]

 
Wednesday, December 14, 2005


قرار نيست پروندهء ايران توی آن دادگاه لعنتی بررسی شود ؟
تمام روزنامه ها را زير و رو می کنم و خط به خطش را می خوانم تا توی آن دادگاه نامی از ايران باشد که نيست . چه کسی اهمیت میدهد هشت سال چه کشيديم . کسی نام سردشت را هم نشنيده حتی ! عصبانی روزنامه را پرت می کنم به کناری : پوف ! تو روحشون ...



عمو گويد : اعدامش می کنند ! خاله جواب می دهد : اعدامش هم نکنند کافيست . همين که به اين روز افتاده ... پس چرا من فکر نمی کنم کافيست ؟ پس چرا من هنوز عصبانيم . چرا دلم می خواهد صدام اعدام شود . حقارتش برايم کافی نيست . دوست دارم مرگش را ببينم . همان طور که توی اين سال ها مرگ خيلی ها را ديدم و ديديم . حاظرم پای تمام پتيشن ها و زير تمام نامه های عدالت خواهانه دنيا را هزار بار امضا کنم : صدام بايد بميرد ... صدام بايد بميرد ... صدام بايد بميرد ... صدام بايد بميرد ... صدام بايد بميرد ...

عکس ها : کاوه گلستان



تيغ‌ماهي @ [2:44 AM]

نظرات:
من باورم نمی شود این ها را دوست نادیده ام نوشته باشد....اعدام را تایید می کنی؟
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
salam , man kameelan ba edame sadam movafegham va ye jomlei be tarsa , ( chand vaght pish too wblog golnaz ham ke ba edam mokhalefe ye bahse besiar toolani dar gereft rajebe in ghazie va man nazare zir ro dadam ke behesh motaghedam ) :
نكته اينجاست كه گلناز ( با آرش كاري ندام چون بطور كاملا غير منطقي فقط به جانبداري از گلناز مشغوله كه اين نوعي بي احترامي به گناز محسوب مي شه ) بايد به اين سؤال چالش برانگيز جواب بده كه با اين تفكر فرموله و روشنفكر مآبانه برخي كه يه عمر هم ازش دفاع كرده اند حتي قبل از بدنيا آمدن ما ، اگر در موقعيت كشته شدن توسط فردي قرار گرفتيم چه خواهيم كرد ؟
يا بايد بذاريم ما رو براحتي بكشه يا بايد از خودمون دفاع كنيم اگر عاقل بوديم روش دوم رو انتخاب خواهيم كرد حال اگه اونقدر انگيزه اش قوي بود و اصرار ورزيد مجبور به قتلش خواهيم شد ، خوب يعني اين قانوني كه دهه هاي زيادي واسه بدست آوردن نوع اعلا و دموكراتيكش تلاش مي كنيم از ما كه يه عضو عادي جامعه هستيم كمتر نقش عملكردي و پيشگيرانه داره ؟ آيا يك ارگان در سيستم جامعه از مكانيزم عملكردي تعريفي براي تمامي اگانها نقشش محوري تره ، مگر نه اينكه اگر تقابل و تبادل محافظتي و نظارتي سيستم و اعضا به وسيله اسلوب نظام مندي تأمين نشه ديگه سيستمي وجود نداره
، حقيقتش اينه كه من كاملا با اعدام موافقم حتي اگر اعدام خودم باشه ، ولي معتقدم ميشه قانون كامل و رشد يافته تراز ايني باشه كه هست ، به آرش هم توصيه مي كنم يه مدت حوادث بخونه و يه آمار بگيره از قاتليني كه واسه دزديدن يه كيف قاتل شدن و بعد از كسب رضايت آزاد شدن و دفعه بعد براي كمتر از اون مرتكب اين عمل شنيع شدن و خانواده ديگه اي رو از بين بردن ، به عنوان جمله آخر يه سؤال از گلناز دارم : مگه نمي گيم قتل( چه قانوني چه غير قانوي ) بده ؟ خوب وقتي ما يك گزاره منطقي رو اعلام مي كنيم ضمانت اجرايي اون كجاست ؟ خوبي و دوستي حتما ! وقتي روزانه هزاران مورد قتل و تجاوز اونم توسط آدمهايي كه از من و تو سالم تر و البته حيوان تر هستند انجام مي شه چه عكس العملي خواهي داشت ،جالبه كه تو قاتلين قانوني رو كه قاتلين غير قانوني رو مطابق قوانين از حق زندگي محروم مي كنن ملامت مي كني اما قاتلين غير قانوني رو كه به حكم هوس انسانهاي نازنيني مثل پدر و مادر خودت و شريعتي ها و فاطمي ها و ... قربانيان قتلهاي زنجيرهاي رو زير چتر حمايت خودت قرار ميدي واقعا كه عجيبه ايكاش به اونها هم گير مي دادي ، فكر مي كنم يه فكر اساسي بايد براي اين گزاره بي سازوكارت بكني و گرنه به دور باطل مي افته .

bayad zafe konam ke golnaz vase man yek iranie ghabele ehterame vali ba in nazaresh mokhalefam 9 be dalayele bala ) jalebtar ine ke hatta golnaz hazer nist roozi ghateline pedar o madaresh be mojazate edam mahkoom beshan ! va in oje paybandi be aghidast ke ghabele ehterame . az porharfim ozr mikham , address e webloge golnaz : http://www.golnaz82.com/archives/2005_10.html
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
tighi jan hanooz edame kheyli ha mande ast ke be cheshm bebinim.dar hamin khake khodeman.bogzar ta darde vatan doostiyeman eltiyam yabad bad soragh be biganegane 1000 farsakh anvar tar beresad...
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
حد اقل انتقام شهید های حلبچه رو باید گرفت . آدم های بی گناهی که به فجیع ترین وضع کشته شدند.اما کی این کارو می کنه ؟
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سلام خانم من مدتی میشه که وبلاگ شما رو می خونم مطالبی که می نویسید برام جالبه و نوع نگارشتون منم در مورد آخرین نوشته با شما کاملا موافقم صدام ومکتبهاو نظامهایی که امثال صدام در آن تولید می شوند باید نابود شود هیچ گاه دوره 8 ساله یی که ما در جنگ گذراندیم از یادمان نمی رود و امید وارم با سیاستهای احمقانه دولت جدید دوباره آن سالهای سخت برای مردم ایران تکرار نشود
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همه ما محکوم به مرگیم. این طور نیست؟ خواهر خوش قلب من... من هم دوست دارم هر کسی به سزای اعمالش برسد. و میدانم که میرسد. این کلی ترین قانون این عالم است. اما خوش به حال آنهایی که مرگشان را خودشان انتخاب میکنند.
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است... س ش
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
az in maskharehtar namisheh ... dadgah namikhad in ashghal ... dadgah vase chi?!!! ... tahghighat mikhab bekonan ... yani in hame jenayat ro ta hala nadidan k bayad mosajal beshe barashoon ... mikhan defaeeyate oon ashghal ro beshnavan ... tobeye gorg marge ... marg ... marg
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
می خواستم بگم که من به شما لینک دادم
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
man hatta nemidoonam az ki bayad motanafer basham. saddam? yani in hame jenayat zire sare oon boode? hamash? taghsire hameye ina gardane oon bood? mardome iraq hich eradeyi az khodeshoon nadashtan? nemidoonam.
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
be nazare manam kasi ke joone kase digeh i ro az ghasd gerefte bashe haghe ye lahze zendegi kardan ham nadare, ama shayad vase saddam in mojazate kami bashe,
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عکس ها دلتنگم کرد...باز هم به یاد ان روزی که رفت چشمانم گریست....
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زندگی بوم رنگه عزیز من. حتمن به سزای کاراش می رسه. نفرتی که ما از صدام داریم باندازه همه کسانیه که کشته شدن و همه سالهای جوانی که دود شدن. نمی دونم چی میتونه قلب مارو تسکین بده. اما من هم ترجیح میدم اعدامی در کار نباشه
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اعدام بشه موافقم
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مرگ یک دیکتاتور پایان تلخی ها نیست... دیکتاتور ها از درون ذهن نا امید ما دوباره زاده می شوند... دیکتاتورها همه مثل یکدیگرند... فقط نامهایشان با یکدیگر فرق می کند... نگاه من... درست کنار گوشمان... چند دیکتاتور بی شرمانه به ما می خندند... صدام یک دیکتاتور مرده است... و در پایان راه... انانکه بر بالای سر ما ایستاده اند هنوز زنده اند... موفق باشید...
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ميدوني يك روز آقايان نشستند دور هم و با كلي هياهو و سر و صدا _جوري كه ما هم بشنويم _ مثل خط آخر نوشته هايت گفتند صدام بايد بميرد ، و يك روز ديگر آقايان نشستند و با كلي هياهو _جوري كه ما هم بشنويم حتي اگر تعجب كنيم _ از صدام غير مستقيم حمايت كردند.جمله "صدام بايد بميرد "آنها با گذشت روزها كمرنگ شد مثل خط آخر نوشته تو
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Post a Comment