[ خانه | تماس | RSS ]

 
Thursday, November 30, 2006
« یک رای ؛ تمام سهم من از دموکراسی »

دل پری از اصلاح طلبها دارم و داریم . با این همه بهبود وضعیت موجود ، تنها دو حالت دارد . انقلاب ـ اصلاحات . اگر پایهء اولی نیستید ، که می دانم نیستید ، سر جدتان رای بدهید . فرق خاتمی و احمدی نژاد را هنوز نفهمیده اید ؟ مشکل دارید آقاجان . بروید درمان کنید خودتان را . اگر که می دانید فرق هست بین این و آن ، لیست شان را داده اند بیرون اصلاح طلب ها . هر چند دیگر دلم نمی خواهد برای شان تبلیغ کنم . اما گویا راه دیگری نیست . عین لیست را رای بدهید . به هیچ عنوان رای سفید توی صندوق نیندازید . جای خالی نگذارید . دقیقا به تعدادی که باید ( 15 نفر ) بنویسید . بروید اگر شده اسم های چرند بنویسید ، اما نگذارید جای خالی کاندیدای تان را با نماینده های خودشان پر کنند . نگذارید در ازای رایی که نمی دهید ، یکی دیگر المثنی دستش بگیرد و رای بدهد . این تنها سهم ماست از دموکراسی که اگر اصلاحات رای بیاورد بیشتر می شود . وگرنه خوابش را باید ببینیم . یک رای هم می تواند سرنوشت مان را عوض کند .

در این باره بخوانید ؛
ـ لیست اصلاح طلبان و اطلاعات بیشتر دربارهء کاندید ها
ـ : الپر و الپر و الپر را هر روز بخوانید . بیشتر در جریان اخبار انتخابات قرار می گیرید .
ـ شوک رسانه ای محافظه کاران و ائتلاف اصلاج طلبان ... در این کمبود رسانه ای ، روزنامه های معدود اصلاح طلبان و سایتهای خبری شان و نیز بر و بچه های وبلاگنویس خوبست به اهمیت شرایط استراتژیک سیاسی فعلی توجه کنند و ائتلاف رسانه ای برای تبلیغ این ائتلاف ایجاد نماین ... با آقای ابطحی موافقم . حتی اگر در ایران نیستید و نمی توانید رای بدهید ، به اندازهء یک جمله خوانندگان بلاگ تان را تشویق کنید تا رای بدهند . تاثرتان از مجری های احمق شبکه های ماهواره ای کمتر نیست بی شک .
ـ به جای غرغرکردن و نق‌زدن
ـ مگر افرادي که هنر و هدفي غير از گند زدن به زندگي ما ندارند به‌قدر کافي کرسي‌هاي قدرت را در اختيار ندارند؟
ـ باز باید سرنوشت از سر نوشت . اگر شک دارید برای رای دادن بد نیست در جلسات این چنینی شرکت کنید .
ـ رویکرد فرهنگی و اجتماعی به اصلاحات .
ـ خاتمی تمام قد به میدان آمد . شرکت در این سخنرانی هم ایضا . بدون شک در تصمیم گیری تان بی تاثیر نیست .

بعدا اضافه شد ؛ دوست خوبم ! اگر یادتان باشد و اگر اخبار را دنبال کرده باشید ، که بعید می دانم ( آخر این روزها نخواندن و ندیدن و نشنیدن روشنفکری ست ! ) باید بدانید که یک ساعت آخر همه چیز عوض شد . وقتی از حضور نیافتن مردم در انتخابات مطمئن شدند ، آن قدر المثنی آوردند و به کاندای شان رای دادند که شد رئیس جمهور فعلی ما . وگرنه خودتان هم خوب می دانید دور دوم باید بین کروبی و هاشمی برگزار می شد . آقای کروبی نبودند که چون اصحاب کهف خوابیدند ، مردم ما خوابیدند . یکیش خود شما . وگرنه اگر فرقی نبود بین خاتمی و احمدی نژاد ، خود شما دور دوم رای نمی دادید !
اگر رای ندادن شما ضرری به من نزند ، اصلا برایم اهمیتی ندارد ، اما رایی که شما نمی دهید ، یک رای می شود به نفع کسانی که دلم نمی خواهد حکومت را به دست گیرند .

هیچ دفاعی از اصلاح طلب ها نمی کنم . اما من مثل تفکر همیشهء شرقی این کشور ، اعتقادی به بت کردن آدم ها ندارم . نمی توانم بپذیرم که یک آدم بی نقص بیاید و تا آخر هم همان گونه بماند . برعکسش هم ایضا . نمی توانم بگویم این ها همان بودند که چند سل یش چه کردند و چه نکردند . چون این حزب در ایران سابقهء طولانی ندارد . اشتباهاتی مرتکب شده و خواهد شد ( که بعضی هاشان گاهی جبران ناپذیرند . مثل انتخابات اخیر ریاست جمهوری ) اما ائتلاف فعلی نشان می دهد ، از اشتباهات گذشته درس گرفتند . و این برای من کافیست که بین محافظه کاران و اصلاح طلبان ، انتخابم لیست اصلاح طلب ها باشد . اما شما منتظرید کسی بیاید که هیچ اشتباهی نکند و تا آخر بت بماند و طوافش کنید ، بمانید منتظر تا نمی دانم کی .
من نه عکس هیچ عالیجنابی را به سینه می کوبم و نه هیچ حضرتی را . من عکس دکتر معین ، کاندیدای منتخبم را به دست گرفته بودم و اگر تردیدی نداشتم این همه بحث نمی کردم با این و آن و نیازی به تبلیغ نبود . احتمال شکست را می دادیم همهء ماهایی که آن روزها را توی ستاد دکتر معین تبلیغ می کردیم . احتمال شکست سنگین را وقتی آدم ها بی تفاوت ، با کنایه ، با بد و بیراه از کنارمان می گذشتند . اگر شما خودتان را دیدید و همفکرانتان را ، من هزار نفر را دیدم که بی تفاوتی موج می زد توی نگاهشان . هزار تا تراکتی که می افتاد روی زمین بی آن که خوانده شود ، بروشورهایی که زیر پا له شده بودند و ...
شما و همفکرانتان اگر دور دوم رای نمی دادید ، تفکرتان محترم بود . پس رای تان برای چی بود اگر جز اپوزسیون بودید ؟ مگر نه این که احساس کردید بین هاشمی و احمدی نژاد یک فرق هایی هست ؟
شما بمانید منتظر همان علیه السلام تا عکسش را به سینه بکوبید . من همان خاتمی را می خواهم که یک روز برایش دست بزنم و یک روز دیگر با جسارت ازش بخواهم توی چشم هام نگاه کند و جوابم را بدهد . دوران معصوم ها و امام ها به سر آمده دیگر .

آرمان جان ! فرقی نیست بین احمدی نژاد و خاتمی ؟ یک نمایشنامه ، فیلمنامه ، کتاب بدهید برای مجوز گرفتن ، آن وقت فرقشان را می فهمید . و این را تعمیم بدهید به خیلی کارهای دیگر .

و در پرانتز آن که اصلاحات کار یک روز و دو سال و ده سال نیست ، زمان طولانی می طلبد .من معجزه نمی خواهم . شاید نه حتی برای خاطر خودم ، که برای کودکان فرداست که رای می دهم .


تيغ‌ماهي @ [10:48 PM]

نظرات: Post a Comment