Thursday, December 07, 2006
نمی دانم دقیقا مخاطب نوشته ام کیست . یکی از مسئولان برگزاری نشست وبلاگ نویسان بود . امیدوارم این ها را بخواند بهر حال .
شما که توانایی برگزاری جلسه را ندارید چرا این کار را می کنید . من نه خودتان را می شناسم ، نه تا به حال بلاگتان را می خوانده ام . چرا فکر می کنید ، این همه از کار و زندگیم زده ام بیایم حرف های شما را بشنوم که هر سوالی مطرح می شد اول بلندگو را بدست می گرفتید و اظهار نظر می کردید که مسئول برگزاری جلسه هستید و باید جواب فلان سوال را بدهید و چی و چی . اگر مسئول برگزاری جلسه بودید از بالای مجلس می آمدید پایین و جلسه را آرام می کردید . می آمدید به محمد رضا خاتمی می فهماندید مهمانی نیست که دارند با بورقانی و هادی حیدری و کی و کی چاق سلامتی می کنند . معلوم است که حرف های مطرح شده در جلسه برای کسی مثل محمد رضا خاتمی ارزشی ندارد که بخواهد گوش کند . اگر ارزش داشت اصلاحاتی که بانی اش امثال او بودند ، کارش به این جا نمی کشید ؟ واقعا فکر می کنید بحث کردن دربارهء تحریمی ها تکراری ست ؟ بر خلاف تصور کوته فکرانهء شما باید بگویم مهمترین موضوعی که اصلاح طلبان باید رویش کار کنند تحریمی ها هستند . باید کار می کردند . این ده روز کافی نیست برای قانع کردن این همه آدم ، که بهر دلیلی تحریم کرده اند ، نظرشان تعیین کننده است . آن وقت شما می گویید به اندازهء کافی توی بلاگ تان دربارهء تحریمی ها نوشته اید ! من به یکی می گویم نجفی توی جلسهء دوشنبه فلان گفت ، بر می گردند از من می پرسند نجفی کیست ؟ آن وقت انتظار دارید کسی به نوشته های بلاگ شما که مثلا 5 ـ 6 هزار بازدید کننده توی روز دارد ( که اگر داشته باشد ) توجه کند ؟ انتظار دارید من بگویم اگر نمی خواهید رای بدهید بروید فلان بلاگ را که تا به حال خودم هم ندیده ام ، نویسنده اش را هم نمی شناسم بخوانید و راضی شوید ؟ اصلا شما این همه بیننده هم داشته باشید گیرم ، چه تعداد از آن ها توی جلسهء امروز شرکت کردند ؟ این همه صندلی خالی بهتان نفهماند که نمی شود روی این دنیای مجازی حساب کرد ؟ انتخابات اخیر ریاست جمهوری بهتان نفهماند رای حنیف و الپر و من و کی و کی نیست که نتیجهء انتخابات را تعیین می کند ؟ بر خلاف تصور شما ، اپوزسیون شکست نخورد . منظورم تحریمی هایی نیستند که رای نمی دادند چون می خواستند شناسنامه شان دست نخورد یا آن هایی که می گفتند رای نمی دهیم تا تعداد آراء کم باشد . تحریمی هایی که می گفتند رای نمی دهیم تا حکومت یک دست شود ، پیروز شدند . احمدی نژاد رای آورد و حکومت یک دست شد . اصلاح طلبان اگر نتوانند با برنامه های شان تحریمی ها را قانع کنند ، افتضاح انتخابات اخیر ریاست جمهوری تکرار می شود . من از شکست نمی ترسم . اما ای کاش آقای محمد رضا خاتمی دست کم برای حرف الپر ارزش قائل بود و حین صحبت های آقای پیر حسین لو ، سکوت می کرد و حرفش را ، حرف مان را می شنید . من از شکست نمی ترسم اما دلم نمی خواهد جواب حرفم را شما بدهید که توی حکومت ( اگر هم دست اصلاح طلبان بیفتد ) نقشی ندارید . دلم نمی خواهد حرف تان را سرسری بزنید و به دوستان تان بگویید دست بزنند تا دو سه نفر که می خواهند دربارهء تحریمی ها بیشتر صحبت کنند ، ساکت شوند . فکر کردید اول انقلاب است که با صلوات می خواستند مخالفین را ساکت کنند ؟ تفکر متحجرانه انگار از این مملکت رخت بر نمی بندد . اسمش و شکلش عوض می شود و خودش می ماند . هر چند دست کم از کاندیدا انتظار می رفت خودشان به نحوهء جواب دادن شما اعتراض می کردند و جواب ها را می دادند .
پی نوشت آن که جلسه را نصفه رها کردم به این دلایل که گفتم . اگر بعدش خوب بوده در جریان نیستم .
پی نوشت بعدی آن که اگر می خواهید کاندیدا را بشناسید توی این جلسات شرکت کنید . قبل از آن که آقای محمد رضا خاتمی و آقای بورقانی و بعدش هم هادی حیدری با حضورشان مجلس را بهم بزنند ، شنیدن نظرات کاندیدا ، برای شناخت برنامه های شان خالی از لطف نبود . حرف های خانم ابتکار ، آقای مسجد جامعی ، آقای حبیب زاده امیدوار کننده بود .
تيغماهي @ [ 2:45 AM]
|