[ خانه | تماس | RSS ]

 
Friday, October 24, 2008
آدمی که دلبستگی نداشته باشد ، بعید است اصلا وطنی داشته باشد . عجیب آن که من هیچ به خاک و خاشاک تعلق خاطر ندارم . اما تا دلت بخواهد دلبستهء آدم ها می شوم . بعد دیگران که دارند چانهء خلیج فارس را می زنند ، خنده ام هم نمی گیرد . یک جور بی تفاوتی مخصوص نسل ما می افتد به تنبانم که خیلی خطر ناک است . دیگر شک ندارم اگر قرار باشد ، کسی ، دو هزار و پانصد سال تمدن را یک شبه به گه بکشد ، نسل ماست . گیرم نام مصدق ، رگ های گردن مان را برجسته کند . دهانم مان پر شود از نام کوروش .
بعد خنده ام می گیرد وقتی یکی می گوید گلشیفته نمونهء زن موفق ایرانیست !
هر کی لباس تنش کرد و جلوی دوربین ها لبخند زد می شود نمونهء زن موفق ایرانی ! ای بابا ! جدا که نسل احمقی هستیم ماها . به تخمم هم نیست . بگذار بشود نمونهء موفق .
دختره که دهانش را پر می کند و می گوید « ما هنرمند ها ... » دیگر طاقتم تمام می شود . دلم می خواهد برنم به هر چه نه بد ترش تا بفهمد این بوی گندی که از جمع های کوچک متعفن خانهء هنرمندان به مشام می رسد ، ربطی به هنر ندارد . مال بوی گند توتون بهمن است . من ریدم به هر چه روح هنر و ناخود آگاه و متافیزیک ! کافیست یکی دیگر پیدا شود و عود روشن کند و عرفانش بگیرد ، می توانم دنیا را روی سرش خراب کنم .
که می بینم قضیه بیخ پیدا می کند . بی خیالش می شوم . بگذار بشود هنرمند .
همین سینا را کم داشتیم که دارد نزدیک می شود . درست حالا که من هیچ خوب نیستم . پیش از آن که نزدیکتر شود ، راهم را کج می کنم و سوت می زنم .دنیا و هنرو تمام متعلقاتش ، ارزانی خودتان ؛ « شب خوش ! »


تيغ‌ماهي @ [6:04 PM]