[ خانه | تماس | RSS ]

 
Monday, December 12, 2011
بعدش خواهیم گفت همان سالی که تهران پیش از موعد برف بارید . همان سالی که خطر احتمال حملهء نظامی بود . نزدیک هزار نفر را اعدام کردند . دست و پا بریدند ، شلاق زدند . زید آبادی هی توی زندان بود . همان سالی که نسرین ستوده با دستبند شوهرش را در آغوش گرفته بود . انگار که نه دسبند . که خیلی هم آزاد ، خیلی هم آزاده .
همان سالی که قرار بود آخرش دنیا تمام شود ...


زن روزهاي ابري @ [11:14 PM]