Friday, December 16, 2011
_ سلام ! اسم من آیساست ! جدی ام ، ترسناک نیستم اما . کم می خندم چون عمیقا غمگینم . بسیار کتاب می خوانم . غروب های جمعه می روم گالری بازی و این کار به شدت اذیتم می کند . ماهی یکی دو بار تئاتر می بینم . طراحی می کنم چون طراحی کردن آرامم می کند . ضربان قلبم را و روحم را . فیلم نمی بینم ، کم می بینم ، اما تا دلت بخواهد « هامون » را دیده ام . « شب یلدا » را دیده ام . « کاغذ بی خط » را دیده ام . « پدر خوانده » را دیده ام . یک جور پیرمردی فیلم می بینم . کیمیایی را خوشم می آید . نباید کیمیایی را شبیه اصغر فرهادی دید ، یا شبیه مهرجویی یا هر کی . باید کیمیایی را شبیه کیمیایی دید . آن وقت لذت برد . نمی شود گفت حکم بهتر بود یا « چهارشنبه سوری » . باید گفت « حکم » بهتر است یا « رئیس » . باید با خودش مقایسه کرد . آن وقت آن جایی که قیصر می خواهد برود توی حمام ، خیلی دیدنش می چسبد . گاهی می رقصم برای خودم ، گاهی توی دلم . گاهی آواز می خوانم . آزاده را دوست دارم . سالاد را دوست دارم . مامان را دوست دارم . سفر کردن را و جاده را دوست دارم . زهرا را دوست دارم . از تغییر می ترسم . از دوست داشته نشدن می ترسم . از زلزله می ترسم . از زندان اوین می ترسم ...
_ یک بار فراز گفت جدی که می شوم ترسناک می شوم . یادم افتاد یادم رفته بعد از تمام کلمه هام لبخند بزنم که یعنی من جدی نیستم ، ترسناک نیستم ، بسیار هم مفرح و سرگرم کننده . بعد از آن ، خنده هام بلند تر شدند . صورتم درد می گرفت شب ها از خنده های الکی ِ « من آدم جالبی ام ! » دیدم چه وقت های غمگینیم فرار می کنم از این آدم و از آدم ها که نفهمند جدی ام ، غمگینم ، که من عمیقا غمگینم .
_ هفت ملیار آدم روی کرهء زمین زندگی می کنند و این یعنی هیچ کس نباید تنها باشد . نباید احساس تنهایی کند . این یعنی من ِ حالا ، من ِ تمام این سال ها یک جای کارش می لنگد . من به اندازهء کافی خوب نیستم ؟
_ هوسم کشیده آدم های تازه . دیر است دیگر به آدم ها بفهمانم که این منی که منم ، من نیست . یک من ِ دیگر است که جای من لبخند می زند ، می گوید ، می رقصد گاهی . این منی که منم ، که حقیقتا منم ، یک جور دیگری ست .
_ من بسیار خالی آدم ها را پر کرده ام . اما خالی ام را کسی پر نکرده . این خوب نیست . اصلا خوب نیست .
_ دلم می خواهد برسم به آدم های تازه ای ، از اول ، بفشارم گرم دستشان را ، بفشارند گرم دستم را ؛ سلام ! اسم من آیساست ! جدی ام ، ترسناک نیستم اما ...
زن روزهاي ابري @ [ 8:51 PM]
|