[ خانه | تماس | RSS ]

 
Friday, December 31, 2010
بعد می بینی دورت دارد خالی می شود . هی بیشتر می شود تعداد آدم هایی که می خواهند بروند . می گویی خوب حالا ! هنوز که نرفته اند . بعد می بینی هی بیشتر می شود تعداد آدم هایی که رفتند . بغض می کنی . یک بغض گنده ای که می بندد راه گلوت را . می دانی آن جا ، آن سوی مرزها ، یک جایی توی خاک هلند و فرانسه ، یک جایی وسط مسط های اتریش که حتی تلفظ اسمش را هم بلد نیستی ، اتفاقات بهتری و آدم های مهربان تری انتظارشان را می کشد . با این همه دلت می گیرد . برای تمام روزهایی که در کنارشان بودی . حتی نه خیلی صمیمی و مهربان با هم . اما از کنار شان رد می شدی . لبخند می زدید توی صورت هم . گاهی می نشستید توی حیاط دانشگاه و پفت می کردید . این اصطلاح را نه هیچ کس که تنها همان ها می فهمند که رفتند یک جای دیگر دنیا که دیگر پفت نکنند . که ننشینند توی حیاط دانشگاه به ساعت ها خندیدن و مزخرف گفتن و وقت کشتن تا برنگردند خانه . که جایی را نداشتند برای خوش بودن الا همین کافه ها و حیاط دانشگاه و سالن گالری ها گاهی . که کاری نداشتند الا همین پفت کردن .


زن روزهاي ابري @ [11:24 PM]



Wednesday, December 29, 2010
می دانم باید بنویسم . با این همه لج کرده ام . دنبال یک راه دیگر می گردم . انگار این یکی زیادی بی رحمانه ست . فکر می کنم انصاف نیست . هیچ انصاف نیست این جوری بی دفاع ایستاده باشم رو به روت . رو به روی تان تا بفهمید چه کم آورده ام . چه پیر شدم ...


زن روزهاي ابري @ [7:11 PM]



Tuesday, December 14, 2010

یک دردهایی را باید تنهایی کشید به دوش . و از این تنهایی گریزی نیست . فقط می شود کاهلانه به تعویقش انداخت . اما سرانجام توی یک غروب اول ِ پاییزی ِ « خانهء هنرمندان » خیلی موذیانه و بی صدا به سراغت می آید . می فهمی دیگر وقتش شده . به این تنهایی ، به این مدل تنهایی ها نباید یه چشم یک مصیبت که به چشم یک فرصت نگاه کرد . باید آن را پذیرفت با آغوش باز و صمیمانه دستش را فشرد .
و این شروع یک پوست اندازی طولانی بود . یک انزوای خودخواسته .

دارم « شبانهء » کازئو ایشی گورو را می خوانم . باد می آید .


زن روزهاي ابري @ [4:32 PM]



Wednesday, December 01, 2010

آن روز شهلا نیامد . شبش لیست خرید هامان را می نوشتیم روی کاغذ . هر چی که فکر می کردیم توی آن خراب شده پیدا می شود و نمی شود . فروشگاهی چیزی بود آن پایین ها لابد . ما بی آن که دیده باشیمش حوس کرده گی هامان را می نوشتیم روی کاغذ . صبحش لیست را ازمان می گرفتند . نزدیکی های ظهر بود که شهلا می آمد . با کیسه های خرید و اسم هامان را می خواند که برویم تحویل بگیریم شان . عجیب لوند بود .
آن روز شهلا نیامد . ما ماندیم چه کنیم اگر فردا هم نیاید . گفتند حالش خوب نیست . چرا ؟ حکم اعدامش آمده بود . وا رفتیم . بعد از این همه سال ؟ اعدام کلمهء بزرگی بود . نمی گنجید توی باورمان . هنوز کردها را اعدام نکرده بودند . گفتند خودش هم خسته شده . فرداش هم نیامد . فرداترش نیز . کبری خرید می کرد جاش . بعد هم که آمد تلخ بود . آن قدر که نشد بهش بگوییم نباید خسته شد . توی این خراب شد نباید خسته شد . همان حرف هایی که توی شب بیداری هامان تو گوش هم زمزمه می کردیم . بد خلق هم نبود گفتنش سخت بود . نبود ؟ به آدمی که هر چند وقت یک بار خبر اعدامش می آمد . به آدمی که توی تمام این سال ها هزار بار مرد و زنده شد .
آن روز شهلا نیامد . یاد آن جاش می افتم که اعلا می گفت حاجی این مردن با اون مردن یکیه ؟


زن روزهاي ابري @ [12:12 AM]



March 2004 | April 2004 | May 2004 | June 2004 | July 2004 | August 2004 | September 2004 | October 2004 | November 2004 | December 2004 | January 2005 | February 2005 | March 2005 | April 2005 | May 2005 | June 2005 | July 2005 | August 2005 | September 2005 | October 2005 | November 2005 | December 2005 | January 2006 | February 2006 | March 2006 | April 2006 | May 2006 | June 2006 | July 2006 | August 2006 | September 2006 | October 2006 | November 2006 | December 2006 | January 2007 | February 2007 | March 2007 | April 2007 | May 2007 | June 2007 | July 2007 | August 2007 | September 2007 | October 2007 | November 2007 | December 2007 | January 2008 | February 2008 | March 2008 | April 2008 | May 2008 | June 2008 | July 2008 | August 2008 | September 2008 | October 2008 | November 2008 | December 2008 | January 2009 | February 2009 | March 2009 | April 2009 | May 2009 | June 2009 | July 2009 | August 2009 | September 2009 | October 2009 | November 2009 | December 2009 | January 2010 | February 2010 | March 2010 | April 2010 | May 2010 | June 2010 | July 2010 | August 2010 | September 2010 | October 2010 | November 2010 | December 2010 | January 2011 | February 2011 | March 2011 | April 2011 | May 2011 | June 2011 | July 2011 | August 2011 | September 2011 | October 2011 | November 2011 | December 2011 | January 2012 | February 2012 |